هدایت به بالای صفحه

چطور می توان یک برنامه ریزی موفق داشت؟

قدرت برنامه ریزی

برنامه ها همیشه جواب نمی دهند اما برنامه ریزی چرا.

باید بدانید که برنامه ریزی همیشه یا جواب میدهد یا به طرز چشمگیری مفید است، اگر از یک فرایند برنامه ریزی یکپارچه استفاده کنید.

بهترین روز زندگی شما

فکر میکنید بهترین روز زندگی شما کی بوده است یا کی خواهد بود؟

شاید تولد 18 سالگی تان یا روز ازدواجتان یا احتمالا روزی که آنقدر خوش شانس بوده اید که هدف حقیقی زندگیتان را دریابید.

تمامی این روزها بدون شک اثری عظیم بر روی زندگی شما گذاشته اند یا خواهند گذاشت؛ اما حقیقت این است که "امروز" بهترین روز زندگی شماست. امروز تنها روزی است که شما میتوانید کنترلش کنید. شما توانایی تغییر دیروز را ندارید. بهترین چیزی که دیروز میتواند برای شما انجام دهد این است که به تصمیمات امروز شما کمک کند. آینده نگری خوب است اما هرگز آنگونه روی فردا تمرکز نکنید تا کنترل امروزتان را از دست بدهید. شرایط و وسایل میتوانند شما را از مسیر برنامه هایتان منحرف کنند اما این فقط خود شما هستید که از بازگشت دوباره به برنامه هایتان جلوگیری میکنید.

آیا برنامه ای برای موفقیت دارید؟

یک برنامه مطمئنا ضمانتی برای موفقیت نیست، بلکه فاکتورهای دیگری نیز در موفقیت دست دارند؛ اما یک برنامه خوب و فکر شده میتواند تمامی فاکتورها را در بر بگیرد و شمارا به درجه ای از کنترل، حتی بر روی اتفاقات اجتناب ناپذیر، برساند.

تجربه نشان داده است که بزرگترین علت برنامه های شکست خورده این است که در وافع هیچگاه به عمل نرسیده اند.               هیچ برنامه ای، بدون توجه به کیفیت آن، موفق نخواهد بود مگر اینکه به عمل درآید.

همانطور که یک برنامه ضمانتی برای موفقیت نیست، عملی نشدن یک برنامه یکپارچه قطعا ضمانتی برای یک شکست یا حداقل محدودکردن موفقیت شماست. حرف آخر اینکه اگر برنامه ای کاربردی نباشد، قطعا برنامه خوبی نیست.

این پروسه ی هشت مرحله ای برنامه ریزی اثبات کرده است که کمکی بزرگ برای افرادی است که حاضرند تلاش لازم را برای رسیدن به اهدافشان انجام دهند:

شما و برنامه هایتان اهمیت دارید و اگر به آنها متعهد بمانید، نتایجش را به سرعت خواهید دید.

آیا شما یک برنده مادرزاد هستید؟

هرگاه میشنوم که کسی اعلام میکند "من برنده به دنیا آمده ام" همواره به این می اندیشم که در ذهن آن "برنده مادرزاد" چه میگذرد. این ممکن است که آنها با مزایایی به دنیا آمده باشند. والدین ثروتمند، محیط مناسب و الگوهای خوب ممکن است از این قبیل مزایا باشند؛اما یک چیز را مطمئنا باور دارم؛ آنها "برندگان مادرزاد" نیستند. آنها تلاش کرده اند، یحتمل به سختی ،تا برنده باشند. حتی کسانی که با مزایا به دنیا می آیند گاهی اوقات میتوانند با سرباز زدن از تلاش کردن مزایای خود را بی اثر کنند.

افراد برنده معمولا به سمت انجام کارهایی میروند که افراد عادی علاقه ای به انجام آنها ندارند. افراد برنده نیز ممکن است انجام آن کارها را خوشایند ندانند اما به هر حال انجامشان میدهند. انجامشان میدهند تا برنده باشند!

برنده ها انتخابات بهتری دارند؛ بعضی از آنها بسیار دشوار هستند اما در هر حال آنها تصمیمشان را می گیرند. افراد بازنده انتخابات آسانی دارند یا حتی بدتر ازآن هیچ تصمیمی نمیگیرند و به راحتی خود را به جریان آب می سپارند.

برنده ها میدانند که هر تصمیمی عواقبی به همراه دارد؛ پس به هنگام تصمیم گیری های مهم همواره به دنبال یک ناصح یا مربی می گردند. آنها همچنین تصمیماتی را که ممکن است توسط احساساتشان تاثیر بپذیرند را از نظر دور میکنند. افرادی که برنده نمیشوند، معمولا درگیر بررسی تاثیرات محیط و شرایط بر روی اهدافشان هستند و اهمیت تصمیماتشان را نادیده میگیرند. بسیاری این را "ذهنیت باخت" می نامند.

افراد برنده ریسک پذیرند. منظور از ریسک، خطرات های جنون آمیز نیست بلکه آن دسته از خطراتی است که فکر شده و محاسبه شده اند. افرادی با ذهنیت بازنده عقیده دارند که راه های امنی نیز برای موفقیت هست. ممکن است این طرز فکر درست باشد اما نه در دنیای امروز. حقیقت امروزی این است که نپذیرفتن خطر، خود خطرناک ترین کاری است که میتوانید انجام دهید.

برنده ها برای ایجاد تغییر در دنیا میجنگند در حالیکه افراد عادی برای زنده ماندن کار میکنند.

برنده ها همیشه کاری میکنند تا ذهنیتشان را کنترل کنند. به همین منظور افراد راحت طلب و کم توقع را از خود دور میکنند. برنده ها به دنبال یافتن شانس نیستند چراکه سخت مشغول ساختن شانس های خود هستند.

موفقیت اتفاقی نیست

موفقیت نتیجه سخکوشی، پشتکار، کمک گرفتن از اطرافیان و یک نقشه یکپارچه است. ساختن یک برنامه برای موفقیت، احتمال موفقیت شمارا تا 100 درصد افزایش خواهد داد. آمار جالب و یا حتی خطرناک دیگری نیز وجود دارد که بیان میکند 80 درصد مردم، بدون هیچ برنامه کاربردی ای زندگی میکنند. 80 درصد !

آیا برنامه های پشتیبان موجب شکست ما خواهند شد؟

نظریه ای میگوید که داشتن یک برنامه ی پشتیبان، به این معناست که شما شکست برنامه اصلی خود را می پذیرید. این نظریه همچنین میگوید که فقدان اعتماد به نفس موجب شکست یک برنامه می شود. من موافق نیستم. به نظر من نداشتن یک برنامه جایگزین کاملا غیرمسئولانه است.

اعتماد به نفس بسیار خوب است اما نداشتن یک برنامه جایگزین چیزی ورای اعتماد به نفس است، بیشتر شبیه تکبر است. فرد متکبر ممکن است امروز را ببرد اما فردی که به خود مطمئن است تمام فرداها را می برد.

پس برای هر چه که میخواهید بدست آورید، یک یا دو برنامه پشتیبان بسازید که با برنامه اصلی تان سازگار باشد. برنامه های پشتیبان سرشار از اگرها، شرایط و انسانهای غیرقابل کنترل هستند. اولین برنامه پشتیبان باید بدترین شرایط را به تصویر بکشد و برنامه های تکمیلی، پیشرفت بدترین شرایط را تکمیل کنند.

هرگز دیر نیست!

افراد موفق منتظر شانس نیستند بلکه آنهارا میسازند.

تحت تاثیر شرایط قرار نمیگیرند، بلکه توقع آنرا دارند و این توقعات را در برنامه خود منعکس میکنند.

کمبود  یک برنامه ریزی خوب، علت بخش عظیمی از استرس روزانه مردم است. شما با برنامه ریزی میتوانید بخش اعظمی از اضطراب خود را دور بریزید. حتی اگر تا به حال برنامه ای را تنظیم نکرده اید، نگران نباشید. هیچگاه دیر نیست! 

 


نویسنده : راضیه آزاد
برچسب :